خوشبختی یعنی...
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 16:03
یعنی یه دوست جدید که قراره خیلی زیاد همسفرم باشه و با هم یه عالمه جاهای خوب و جدید و کشف کنیم :)پ.ن : لازم نیست بگم که منظورم دوربین جدیدمه واقعا لازمه ؟؟؟؟؟؟
نمی فهمم ...
-
تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 16:03
یعنی یه سری موارد هست هیچ رقمه تو کت من یکی نمیره ، یکی اش این زن های خونه دارین که اعصاب و حوصله ندارن دائم بچه رو کتک میزنن خو اعصاب نداری غلط اضافه کردی بچه دار شدی ، ازدواج و بچه دار شدن یه تصمیم هایی هستن که با پذیرش شون یه دنیا مسئولیت هم قبول کردی یعن چی اعصاب ندارم چه کار مفیدی انجام میدن ،م...
...
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 23:39
هر زمان فالی گرفتم ; غم مخور آمد ولی این امید واهی حافظ مرا بیچاره کرد محمد شیخی
خوشحالی یعنی
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 23:38
یه ماه نصفه نیمه باشگاه بری ولی 5 سانت شکمت کوچیکتر بشه :)))))) امروز مربی ام کلی کیف کرد و خوشحال شد خودمان هم همینطور
آمدی و ...
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 23:38
گفته بودم به کسی عشق نخواهم ورزید آمدی و... همه فرضیه ها ریخت به هم ..... امید صباغ نو پ.ن : نمیدونم چرا قسمت مربوط به شعر مغزم فعال شده این روزا زیاد سمت شعر و شعرای محترم میرم .نمیدونم شاید به خاطر یافتن کپشن مناسب عکس هام اینجوری شدم
:)
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 20:25
مورد داشتیم رفته گالری بنتینا آویز ترنج رو بخره با اینایی که میبینین برگشته
آشتی
-
تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 2:08
بنده چند سالی بود به هیچ وجه لب به نذری نمیزدم قهر کرده بودم چراش هم بماند امسال اومدم آشتی کردم کمی ،جاتون خالی یک نذری های هیجان انگیزی برام آوردن فقط یه موردش سیب زمینی سرخ کرده بود
یک بغل شعر
-
تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 8:28
توی تنهایی خودم بودم یک نفر آمد و سلامی کرد توی این شهر خالی از مردم یک نفر داشت کودتا میکرد
در این زمانه....
-
تاریخ: 1395/7/13 ساعت: 20:06
در این زمانه درخت ها از مردمان خرم ترند . کوه ها از آرزوها بلندترند ، نی ها از اندیشه ها راست ترند و برف ها از دل ها سپید تر...
مرزها
-
تاریخ: 1395/7/5 ساعت: 17:37
بعضی وقت ها با اطرافیان و دوستات که حرف میزنی بین حرف هاشون میبینی که تو چطوری در موردشون فکر میکنی و اونا چه طوری اولش متعجب میشی بعد دلگیر و بعدترش دوباره با پاک کن همه ی مرزها رو پاک میکنی و میبری شون دور دورتر و دورتر خوب که فاصله گرفتی مرزهای جدیدت رو میکشی و اینجوری تنهاییت دلچسب تر میشه و یاد...
حس خوب
-
تاریخ: 1395/7/5 ساعت: 17:37
بدجور دلم گرفته بود میخواستم کارم رو شروع کنم گفتم قبلش یه نگاه به گوشیم بندازم دیدم یکی از دوستای دوره دانشگاهم پیام داده الهه خوبی الان حرم امام رضا هستم یهو یاد تو افتادم .حس خوبی بود حالم عوض شد ...
غرنوشت
-
تاریخ: 1395/7/5 ساعت: 17:37
یعنی پیر زن هم پیرزنهای قدیم امروز با آقای همکار سوار یه ماشین شدیم یه پیرزنه نشسته بود دید دونفریم کلا خیلی زحمت کشید دو میلیمتر جابه جا شد بعد هم که من رفتم سمتش که به آقای همکار نخورم یه دونه محکم با ارنج زد تو ششم که همه امواتم از جلو چشمم رد شدن قدیم ترا به جای ضربه با آرنج مچاله میشدن میگفتن م...
یاد میگیرم
-
تاریخ: 1395/7/5 ساعت: 17:37
دارم کم کم یاد میگیرم با همه چیزایی که به خاطر اون آدم دلم تیکه تیکه میشد انجامشون بدم آشتی کنم مثل سینما رفتن مثل پیراهن پوشیدن مثل... فردا روز یکم سختی شاید بشه باز خاطره ها بخوان دیوونم کنن ولی میدونم همه دستم رو میگیرن و کمک میکنن که جلوی این خاطره ها زانو نزنم واشکم درنیاد ...
کاش
-
تاریخ: 1395/7/5 ساعت: 17:37
خیلی خوبه یاد بگیریم که وقتی رفتیم بریم این جا خونه ی منه و کسی که رفته حق نداره اینجا یا هر جای دیگه ای پیام بزاره کاش حداقل اینقدر معرفت و درک داشتیم کاشهرچند عجب توقع زیادی دارم از بعضی ها
ای خدا ایا کسی هست مرا یاری کند
-
تاریخ: 1395/7/5 ساعت: 17:37
سرکار خیلی شلوغ شدم خسته و کوفته اومد پریدم تو حموم دوش گرفتم حاضر شدم رفتم باشگاه که سیکس پکم رو بدم یه دونه یه تیکه اش رو بگیرم بعد خسته و کوفته تر از باشگاه اومدم یعنی دلم میخواست زار بزنم آخه خدایا حالا کی میخواد این موها رو بشوره یعنی هیچ کس نیست مرا یاری کند ؟ندا اومد مگه من گفتم اینهمه موهات ...
چرا من ؟؟؟
-
تاریخ: 1395/7/5 ساعت: 17:37
یعنی از ظهر که کفش دوزک رفت تو دهنم هی استرس داشتم نکنه بمیرم ، نکنه مثل مومیایی یهو یه عالمه کفش دوزک از تنم بیاد بیرون خلاصه فشار کار رو هرکی یه جور خودش رو نشون میده
غر نوشت
-
تاریخ: 1395/7/5 ساعت: 17:37
1.امروز اداره خیلی خوب بود ظاهرا بعد از این همه تلاش تونستم حس نیتم رو به ارشدم ثابت کنم که اومدم کنار هم کار کنیم نه برای اینکه اون بره و من بمونم . خوشحالم که رمز ها رو بهم داد و بهم دسترسی های مهم رو داد . امیدوارم کاراش زودتر رو به راه بشه ... البته که نمیشه منکر نقش رییس در این قضیه شد . 2. دوس...
خدااااااااااااااااااا
-
تاریخ: 1395/7/5 ساعت: 17:37
یک الهه هستم که همچنان سرکاره گیر یه آدم افتادیم که گیگیلی کلاه قرمزی پیشش میتونه ، توی مسابقات دو سرعت شرکت کنه شاید باورتون نشه ولی ازش خواستیم یه فرم اکسل 6 ردیفه با 11 ستون رو تکمیل کنه از ساعت 10 صبح تا همین الان انجام نشده و من دارم گیس هایم را میکنم