تلخ - تاریخ: 1395/10/13 ساعت: 23:17
عجب روز بدی بود دوتا خبر فوت ، یه خبر از یه دختر هم سن و سال خودمون با سرطان خون پیشرفته خیلی تلخ بود براش دعا کنین دل فرو می ریزد و تنها تماشا میکنم مثل سربازی سقوط آخرین دروازه را حسین دهلوی
عروسی - تاریخ: 1395/10/13 ساعت: 23:17
دیشب رفتیم عروسی بلکه این سلسله مرگ و میر ها تموم بشه ، خیلی هم خوب بود همه چی عالی بود ولی باز هم هرچی فکر میکنم لذت ولو شدن رو مبل و فیلم دیدن با شلوار کردی اصی یه چیز دیگه است . شعر نوشت : کسی به خوبی من مشق عشق را ننوشت ببین به دیده ی انصاف !آفرین دارم حسین دهلوی
غزل واره - تاریخ: 1395/9/17 ساعت: 6:40
گرچه مطرودم ولی از عشق خشنودم که ساخت ازخیالت ،همدمی، از حسرتت ،همسایه ای سجاد رشیدی پور
؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ - تاریخ: 1395/9/17 ساعت: 6:40
u200d دکتر: بعضی وقتا احساس افسردگی می کنم. این حس منو می ترسونه. قاضی: نمی تونی با دارو کنترلش کنی؟ دکتر: ترجیح میدم بدون دارو این کارو بکنم. قاضی: پس توام به دارو اعتقاد نداری دکتر! دکتر: مگه تو به عدالت اعتقاد داری؟!
خوشحالی - تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 4:39
خوشحالی یعنی لاک های رنگی رنگی یعنی پیراهن خوشکل یعنی 5 شنبه بری مرخصی بعد و شنبه و یک شنبه هم یهویی تعطیل بشه . . . یعنی وقت آزاد :)
Super moon 2016 - تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 4:39
زیر رقص نور ماه ،چشمک ستاره ها یک سبد نگاه خیس ، یک عبور بی کلام خاطرات شاد ما ،یادشان همه بخیر باز هم بیادشان ،ای عشق من سلام پ.ن : عکس همین امشب و بدون سه پایه گرفته شده
مکن ای صبح طلوع ..... - تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 4:39
امشب بنده تا خود صبح میخوام زمزمه کنم مکن ای صبح طلوع ..... بنده از 9 صبح تا 3 بعد از ظهر امتحان دارم رئیس جمهور هم که میخواد بیاد پس باید هم گوش به زنگ باشیم هم به جای همه امتحان بدیم هرچند رئیس جان دو روز ماموریت داده تو خونه دارم درس میخونم و قول داده یکی از پسر ها رو به عنوان نیروی کمکی بده بهم ...
هربار شاید ... - تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 4:39
تا بغض میکنی شبیه جمعه ها انگیزه میدی شهر حزن آلود شه با هر کسی میگی و میخندی ولی هربار شاید یک نفر نابود شه!
اندر احوالات داروغه ناتینگهام - تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 4:39
اداره مون یه ذیحساب داره که بیشتر نقش داروغه ناتینگهام رو بازی میکنه تا ذیحساب یعنی فقط کم مونده از آبدارچی مون شیتیل بگیره جناب داروغه چند وقته پیش همکارجان ما رو کچل کردن که ای فکس و اینترنتم مشکل داره و کولی بازی (سر یه داستانی هم با این بنده خدا کل کل کرده بود میخواست کرم بریزه ) اون بنده خدا هم...
مدیونین - تاریخ: 1395/8/29 ساعت: 4:39
مدیونین فک کنین از صدای وحشتناک باد ترسیدم نمیتونم بخوابمااااااا
به خدا نمیشه - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 21:00
یعنی روزی میرسه که تو این کشور مردم به بلوغ اجتماعی برسن؟ واقعا میرسه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟تا کی قراره این کشور با سبک آدم های مکان کنترل بیرونی اداره بشه تا کی ؟ تاا کی آمریکا و اسرائیل مسئول ما و عقب موندگیامونن ؟؟؟؟ کی قراره به خودمون بیام ببینیم این گند زده شده رو امریکا نزده خودمون زدیم گند زدیم به باورها...
مقاومت چرا؟؟؟؟ - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 21:00
کلا نمیدونم چرا خاندان مادرم اینا یه ذره با مصرف دارو مشکل دارن یعنی آدمو دق میدن و دو تا قرص اعصاب باید بخوری تا راضیشون کنی یه قرص سرما خوردگی بخورن الان من از اواخر 92 دائما پرانول میخورم البته که نسبت به اوایل خیلی کمتر شده ولی خوب مشکلی هم با هم نداریم شده رفیق قدیمی حالا مادربزرگ گرام رو شب به...
افسوس - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 20:59
گفتی که چو خورشید زنم سو تو پر چون ماه شبی می کشم از پنجره سر اندوه که خورشید شدی تنگ غروب افسوس که مهتاب شدی وقت سحر
مثل اسب ... - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 20:59
آیا تاکنون از تصمیماتی که گرفتین مثل اسب پشیمون شدین...؟؟؟؟؟ بله شخص شخیص بنده از موقعیتی که سال 92 واسه زندگی تو آلمان داشتم و به طرز کاملا احمقانه ای بیخیالش شدم دقیقا مثل اسب پشیمونم پشیمون
خوشبختی یعنی ترافیک :) - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 20:59
بعضی وقتا هست که باید بگی خدا پدر ترافیک رو بیامرزه اونم دقیقا وقتایی که به خاطر ترافیک مجبوریم از جاده چالوس بریم اداره :)))))))
Please - تاریخ: 1395/8/22 ساعت: 20:58
که چه؟ - تاریخ: 1395/8/7 ساعت: 21:39
در من این جلوه ی اندوه ز چیست ؟ در تو این قصه ی پرهیز-که چه ؟ در من این شعله ی عصیان نیاز ، در تو دم سردی پاییز-که چه؟
مثل.. - تاریخ: 1395/8/5 ساعت: 13:51
شدم مثه مردایی که تا ماشینشون رو میشورن بارون میاد جدیدا تا شلوار لی ام که روشنه رو میشورم بارون میاد خدایا چرا؟؟؟؟
سیم های لعنتی - تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 16:04
یعنی دیشب واسه ادیت و برداشت این سیم های لعنتی دهنم حسابی سرویس شد از همه سخت تر ادیت سیم ها توی آینه نخل بود اصلا متوجه نشدم چه جوری 2 نصفه شب شد از درد پام به خودم اومدم و متوجه گذر زمان شدم ، وقتی میشینم پشت سیستم کاری انجام بدم زمان از دستم در میره مخصوصا اگه با عکس هام سرگرم باشم . خو خدا وکیلی...
آرامش... - تاریخ: 1395/8/1 ساعت: 16:04
بعضی وقتا که اینقدر خسته ای آرزو میکنی کاش کسی بود که میشد تو آغوشش گرفت خوابید با حس خوب امنیت و آرامش و با خیال راحت که هرچی بشه یه نفر هست که بهش میتونی بهش تکیه کنی ،گذروندن بعضی روزا تنهایی خیلی سخته خواب آروم بدون کابوسم آرزوست

برچسب‌های مرتبط

یادداشت کشاورزی | تلخی دهان | عروسی سحر قریشی | عروسی کردی | غزل واره | غزل واره های ناب | غزلواره ها | ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ماني فاهم | خوشحالی یعنی | خوشحالی یعنی چپ دست باشی